تبلیغات
گذر از معنا - مطالب مهر 1386
گذر از معنا
 
یکشنبه 15 مهر 1386 :: نویسنده : رها

جنگ از یک دیدگاه پدیده ایست خانمان سوز و ویرانگر اما از زاویه دیگر،اگر کمی به محیط اطرافمان دقیق تر بشویم ،پیشرفت بسیاری از فن آوریها معلول جنگ است چرا که بسیاری از وسایل امروزی در ابتدا ،جز لوازم نظامی بوده اند و برای کاربرد نظامی طراحی شده بودند . مثل موبایل،GPS و ...

از مقدمه که بگذریم ، پیدایش علم مکانیک خاک هم مدیون جنگ است چرا که فردی فرانسوی به نام کلمپ،در جنگی برای جلو گیری از برخورد گلوله ،سنگرهایی بتونی طراحی میکند و این سنگرها در اثر برخورد گلوله واژگون می شوند و برای چاره،پشت این سنگرها خاک میریزد اما مشاهده میکند که سنگرها در اثر برخورد گلوله حرکت میکنند و در پی یافتن علت ،به خواص نیروهای درونی خاک پی می برد.

هییییییی....بسوزد پدر این جنگ که حاصلش در این ترم شده برای ما یک کتاب ۶۲۲ صفحه ای مکانیک خاک با یک استاد برق گرفته که از خیر یک صفحه آن هم نمی گذرد و مسائل ژئوتکنیک را هم می خواهد طرح کند و فردا هم امتحان دارم با یک عالمه فرمولی که هنوز حفظ نیستم و کلی مسئله که فردا حل شده اش را باید تحویل بدهم!


 

این قسمت را بعدا اضافه کردم. بیرون باران می آید.پنجره ها را باز کرده ام تا بوی خاک باران خورده فضای خانه را پر کند.یادش به خیر... بچه تر که بودیم، سرویس مدرسه ی من و برادر هایم یکی بود. وقتی باران می آمد دیگر سر اینکه چه کسی روی صندلی جلو بنشیند،دعوا نبود. سه نفری عقب می نشستیم و روی بخار  پنجره ی پشت ماشین نقاشی میکشیدیم....چقدر زود گذشت آن ایام...حالا هر سه تای ما بزرگ شده ایم ... نمی توانم بگویم آن چیزهای کوچکی که آن قدر برایمان لذت بخش بودند الان نیستند،این فرصت با هم بودن ماست که کم شده.... و تا چند سال دیگر هر کدام ما به سوی مسیر زندگی خودش می رود و بهتر است قدر همین حال را بدانیم....خیلی زود می گذرد... کاش باران می توانست خیلی چیزهای دیگری را هم بشوید... همه ی آن چیزهایی که بین ما فاصله ایجاد کرده است و نمی توانیم مثل کودکی فقط در حال زندگی کنیم ....

 

 

                                  

 




نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :


چهارشنبه 11 مهر 1386 :: نویسنده : رها

 

 

 

هیچ وقت علاقه ای به توضیح دادن نداشته ام. هیچ وقت!از توضیح دادن در باره ی خریدی که کرده ام و خرسندم یا یک مهمانی دوستانه و حواشی اش  که تعریف کردنش جذاب می نماید یا مسئله ای که احساسی را در من ایجاد کرده و هیجاناتش،چه خوب یا چه بد؛علی رغم اکثر دخترانی که می شناسم. 

اما وقتی که مجبور باشی از خودت دفاع کنی،دیگر سهم علاقه در این بین ناچیز است و باید مدام علت و معلول بسازی و خودت را در آن شرایط تفسیر کنی وتا زمانیکه مجابشان نکرده ای دست از این کار برنداری، اگر در مسند حق باشی.

اما زمانیکه با خودم می نشینم و خلوت می کنم را بسیار دوست می دارم.دیگر هیچ احتیاجی به دلیل تراشی نیست و اول کار همه حق را به طرف مقابلم می دهم و کم کم به تعادل می رسانمش.منظورم از تعادل این نیست که من و تو ،نصف ـ نصف مقصر باشیم .این است که هم من ،هم تو به سهم خودمان برسیم؛ نه تنها در محدوده ی ذهن من، بلکه در نهایت ،به انصاف یکدیگر ایمان بیاوریم.

اما این بار هر کاری میکنم به تعادل نمی رسد.واقعاهم نمی رسد.هزار بار از خودم می پرسم که آیا واقعا تمام این ناخوشایندی ها و رنجهایی که کشیدم تنها به علت این بوده که «دلم برایش سوخته » و خواسته ام باری را بر دوش بکشم و تلقی دیگری از من شده .آن هم نه یک تلقی درست بلکه تحت لوای اینکه همیشه سواری خواهم داد، بر من تحمیل شده!و حرمت دوستی را میشکندو خیابان من شده یک خیابان یک طرفه با یک سرازیری به سمت دیگری که اگر خواست دو طرفه اش کند ،شیب تندش به سمت بالا  را بهانه کند و قدمی از قدم بر نداردو من این بار شرمنده ی خودم می شوم و سرم را پایین می اندازم.تنها خودم مقصر هستم.





نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :


شنبه 7 مهر 1386 :: نویسنده : رها

 

 

اونجا که شبا

پشت بیشه ها

یه پری میاد

ترسون و لرزون

پاشو می ذاره

تو آب چشمه

شونه می کنه موی پریشون....

 

 






نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :


پنجشنبه 5 مهر 1386 :: نویسنده : رها

دیگه ده مثل قدیم نیس که از آب در میگرفت
باغاش انگار باهارا از شکوفه گر میگرفت
آب به چشمه! حالا رعیت سر آب خون میکنه
واسه چار چیکه ی آب چل تا رو بیجون میکنه
نعشا میگندن و میپوسن و شالی میسوزه
پای دار، قاتل بیچاره همون جور تو هوا چش میدوزه
چی میجوره تو هوا؟
رفته تو فکر خدا؟
نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه
شالی از خشکی در آد، پوک نشا دون بزنه: اگه بارون بزنه! آخ! اگه بارون بزنه.

قسمتی از دخترای ننه دریا


احمد شاملو

گناه کار است دل آرا ، اما آخر تا این حد ؟





نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :


سه شنبه 3 مهر 1386 :: نویسنده : رها

استاد برای نشان دادن اهمیت دید زیست محیطی در طراحی پروژه های آبی گفت در اثر جابه جایی جریان در دره ی سن خواکین در آمریکا ، این دره مملو از عنصر آرسنیک شده و بسیار خطرناک است.شما به عنوان مهندسین آینده،چه راه حلی را پیشنهاد می کنید؟

دانشجو:استاد آهنربا ببندن دو طرف دره ،مشکلشون حل بشه!

پی نوشت۱:خودتون قضاوت کنید!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت۲:بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :


یکشنبه 1 مهر 1386 :: نویسنده : رها

 

 

 

 

یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
 فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
 گفتم : نشنیدی ؟ .... برو

 

کارو





نوع مطلب : دوباره، 
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

الهی روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد..............


____________________________________________________________________________

************
***************************

*****اگر رمز مطالب را خواستید، در قسمت تماس با مدیر، برایم پیام بگذارید تا برایتان بفرستم. ******

مدیر وبلاگ : رها

آرشیو وبلاگ
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :